خرید بک لینک
ندیدم چند سال و ماه گذشته از آخرین باری که اینجا نوشتم ..فقط دیدم آخرین جمله ای که راجعبه ازدواج نوشتم این بود:"شاید این حسیه که من دوران نامزدی دارم و بعد از عروسی روال شه همه چی .."قطعا اون موقع که اینو مینوشتم فکرشو هم نمی کردم قراره چه اتفاقات عجیب و غریبی برام بیوفته ..دعا میکردم برم خونه خودم .. با همسرم .. شاید اوضاع درست شه .. فشار از روم کم شه ..ولی برعکس شد .. رفتم خونه خودم و دو ماه بعد، زندگیم پاشید!و حالا من در آستانه 30 سالگی دارم پله های دادگاهو بالا و پایین میرم و شب کابوس رای نگرفتن از دادگاهو میبینم و صبح که بیدار میشم خدارو شکر میکنم خواب بوده و به این فکر میکنم کاش خواب زن کج باشه!!!

برچسب: نویسنده: کوروش نوروزی تاريخ: يکشنبه 19 تير 1401 ساعت: 20:30

خشم و کینه و حس انتقام تمام وجودمو گرفته ..

ظاهرا شبیه بقیه زندگی می کنم .. نفس می کشم .. راه میرم و میخندم و تفریح میکنم .. ولی از درون شبیه شعله های آتیشم که لحظه شماری میکنم مسبب روشن شدن این شعله هارو تو خودم ذوب کنم و از بین ببرم ..

مگه نه اینکه آتیش میره سمت اونی که روشنش کرده!؟

برچسب: نویسنده: کوروش نوروزی تاريخ: يکشنبه 19 تير 1401 ساعت: 20:30

سر تا پا استرسم .. به قول دوستم تا اینجارو که دیدی خدا چجوری برات هموار کرد .. دیدی ناممکن هارو برات ممکن کرد .. ازین به بعدشم بسپر به خودش .. خدا بهترین و قشنگ تری و کار درست ترین انتقام گیرنده هاست ..

برچسب: نویسنده: کوروش نوروزی تاريخ: يکشنبه 19 تير 1401 ساعت: 20:30

صفحه بندی